بازخوانی یک مقاله: هویت و مسئولیت فرهنگی

 بازخوانی یک مقاله: هویت و مسئولیت فرهنگی

در روزهایی که افغانستان با بحران‌های بی‌شماری روبه‌رو است، شاید پرداختن به هویت‌های قومی برای برخی غیرضروری به‌نظر برسد. اما پرسش اساسی این است: آیا فراموشی آگاهانه‌ بخشی از پیکره‌ تاریخی و فرهنگی یک کشور، کمکی به انسجام ملی می‌کند یا زمینه‌ساز شکاف بیش‌تر می‌شود؟ در واقع، چگونه می‌توان انتظار داشت ملتی که بخشی از تاریخ خویش را نادیده می‌گیرد، به همبسته‌گی و درک متقابل دست یابد؟ انسجام ملی زمانی معنا می‌یابد که تنوع فرهنگی و قومی به‌رسمیت شناخته شود و همه‌گان در این میراث مشترک، احساس مالکیت کنند.

نوشتاری که اخیراً تحت عنوان «شناخت هویت قومی فرملیان: یک بررسی علمی، ساده و مستند» در وب‌سایت ۸صبح نشر شد، تلاشی بود برای بازشناسی یکی از اقوامی که در تاریخ معاصر افغانستان کم‌تر به آن پرداخته شده است. این نوشته نه برای برتری‌جویی قومی بود، نه برای ستیز با دیگر اقوام، بلکه برای ادای دین به حقیقت‌های نادیده‌مانده‌ فرهنگی و اجتماعی. لازم به یادآوری‌ است که این مقاله یک فیصله‌ نهایی یا داوری قطعی پیرامون هویت قومی فرملیان نیست، بلکه گام آغازین در یک مسیر تحقیقاتی درازمدت است که همچنان ادامه دارد. بررسی و بازشناسی علمی هویت قومی، فرایند زمان‌بر و چندلایه است که نیازمند اسناد، گفت‌وگو، مشارکت میدانی و تطبیق با منابع تاریخی است.

اما واکنش‌ها نشان داد که جامعه هنوز تا چه حد در برابر گفت‌وگوهای هویتی آسیب‌پذیر است. برخی خواننده‌گان این نوشته را پروژه‌ای، سیاسی و حتا تهدیدآمیز تعبیر کردند. برخی دیگر آن را بی‌موقع دانستند. شماری هم به‌جای نقد محتوایی، با نیش و کنایه‌های غیرعلمی پاسخ دادند. این واکنش‌ها نشان‌گر آن است که مساله‌ هویت در افغانستان هنوز با نوعی حساسیت مفرط مواجه است؛ حساسیتی که ریشه در دهه‌ها انکار، حذف و سیاست‌گذاری‌های قوم‌محور دارد. البته در کنار این واکنش‌ها، کسانی نیز با تشویق، حمایت و دعوت به ادامه‌ پژوهش، نشان دادند که هنوز در جامعه، صداهای آگاه و منصف وجود دارد. این صداها نمایان‌گر امید به گفتمان سازنده، پذیرش متقابل و توجه به روایت‌های مغفول‌مانده‌اند.

در پاسخ به این نقدها، چند نکته را نباید نادیده گرفت:

  1. هدف از نگارش مقاله: روشن است که هدف، پژوهش علمی و معرفی قوم فرملی به‌عنوان بخشی از پیکره‌ اجتماعی افغانستان بود، نه ایجاد تفرقه. معرفی تاریخ، زبان، موقعیت جغرافیایی و چالش‌های فراموشی هویتی، اقدام فرهنگی است نه سیاسی. این همان کاری‌ است که نهادهای رسمی کشور – از جمله اکادمی علوم، وزارت قبایل و اقوام، و وزارت اطلاعات و فرهنگ – باید آن را انجام دهند، چون برای آن معاش می‌گیرند. اگر آن‌ها چنین رسالتی دارند، پس چرا وقتی یکی از فرزندان این سرزمین در همین مسیر قلم می‌زند، متهم به تفرقه‌افکنی می‌شود؟ مگر غیر از این است که دانش، شفافیت و حقیقت‌گویی، از الزامات توسعه‌ پایدار و ملت‌سازی‌اند؟
  2. تفاوت میان تعصب و عدالت اجتماعی: دفاع از موجودیت تاریخی و فرهنگی یک قوم، زمانی که برپایه‌ پژوهش و سند انجام شود، نه تعصب بلکه گامی در راستای عدالت اجتماعی است. تعصب آن‌جاست که حقیقت را انکار کنیم یا آن را پنهان بداریم – نه آن‌جا که برای کشف و بازتابش تلاش شود. عدالت فرهنگی به این معناست که هر قوم و قبیله‌ای از فرصت و امکان برابر برای روایت خود، حفظ زبان مادری و ثبت تاریخ خویش برخوردار باشد. در غیر این صورت، جامعه به‌جای همزیستی، به سوی ستیز درونی و سرکوب پیش می‌رود.
  3. نقش نویسنده‌گان و رسانه‌ها: در جهانی که بسیاری از اقلیت‌ها خاموش مانده‌اند، رسانه‌ها و نویسنده‌گان رسالت دارند تا حافظه‌ جمعی را بازسازی کنند. اگر در برابر حذف تاریخی خاموش بمانیم، این خاموشی نوعی هم‌دستی با نادیده‌انگاری خواهد بود. رسانه‌ای مانند روزنامه‌ ۸صبح که این فرصت را فراهم ساخت، در واقع مسوولیت فرهنگی خود را ادا کرده است. رسانه‌ها نه‌تنها آیینه‌ جامعه‌اند، بلکه می‌توانند ابزار تغییر، گفت‌وگو و آگاهی‌بخشی باشند، به‌شرط آن‌که جرأت شنیدن روایت‌های کم‌تر شنیده‌شده را داشته باشند.
  4. فرملیان بخشی از تاریخ افغانستانند: ما فرملیان، یک قوم اصیل در افغانستان هستیم که مانند سایر اقوام، در تاریخ این سرزمین سهم داشته‌ایم. همان‌گونه که در کتاب‌های درسی از اقوام پشتون، تاجیک، هزاره و اوزبیک یاد شده و برای زنده نگه‌داشتن هویت‌شان مطالب آموزشی گنجانده شده است، شناسایی علمی و رسمی قوم فرملی نیز باید بخشی از همین روند باشد. مگر نه این‌که مضمون «تاریخ» در تمام مکاتب جهان آموزش داده می‌شود تا ملت‌ها گذشته‌ خود را بدانند و آینده را آگاهانه بسازند؟ پس چگونه می‌توان یک قوم از همین خاک را به فراموشی سپرد؟ هویت ملی نه در حذف تفاوت‌ها، بلکه در پذیرش و احترام به آن‌ها شکل می‌گیرد.

بر همین اساس، باید تاکید شود که روند شناخت هویت قومی فرملیان هنوز در جریان است. این مسیر تحقیقی، با مشارکت پژوهش‌گران مستقل، شواهد بومی و منابع تاریخی داخلی و خارجی ادامه می‌یابد. در آینده‌ نزدیک و با باور به ظرفیت مدنی، فرهنگی و هویتی فرملیان در داخل و بیرون از کشور، یافته‌های نهایی و ریشه‌دار این پژوهش منتشر خواهد شد. امید است که این نتایج بتواند دریچه تازه به روی تاریخ‌نگاری منصفانه و چندصدایی در افغانستان بگشاید.

در نظام جمهوریت، هویت فرملی به‌عنوان یک قوم مستقل در تذکره‌ الکترونیک درج شد. اکنون ما در پی کاوش ریشه‌های تاریخی این هویت هستیم، چرا که متاسفانه تاریخ‌نگاران، طی قرن‌ها در حق این قوم، با رویکردهای سلیقه‌ای و غیرعلمی، جفا روا داشته‌اند.

در پایان، اگر صدایی بلند می‌شود، باید با روش علمی و گفت‌وگو پاسخ داد، نه با طرد و تحقیر. نوشتن درباره‌ هویت قومی فرملیان، سهم کوچکی در جهت آگاهی‌دهی، عدالت فرهنگی و انسجام ملی است، نه دشمنی، تعصب و پروژه سیاسی. جامعه‌ای که بتواند این تفاوت‌ها را به‌مثابه‌ فرصت ببیند، بی‌گمان راه رشد، ثبات و هم‌زیستی را بهتر خواهد پیمود.

نویسنده: محمد تمیم "فرملی"

Comments

Popular posts from this blog

شناخت هویت قومی فرملیان: یک بررسی علمی، ساده و مستند